|
اين مقاله در رابطه با رسانه و قدرت نگاشته شده است. في الواقع قصد نگارنده بررسي رابطه قدرت و رسانه و استفاده دولتها از رسانه ها به عنوان ابزار قدرت است. اول تعاريف قدرت از ديدگاههاي مختلف مطرح مي شود و سپس به شرح و بسط آراء فوكو مي پردازيم و بعد را بطه رسانه و قدرت را بررسي مي كنيم. مقدمه: علم و فن آوري متكي بر ابزار ارتباطي در عصر تحولات اطلاعاتي و ارتباطاتي به عوامل مهم قدرت در عرصه ي جهاني تبديل شده اند. در نتيجه كارآيي يا ناكارآيي كشورها و در مقياس ديگر، ضعف يا توانمندي آنها، بستگي به نحوه ي بهره مندي آنها از اطلاع رساني نوين دارد. اينها تنها بخشي از مشكلات ناشي از عصد ارتباطات است. و همه اين مشكلات ناشي از ايجاد شدن رابطه اي بين رسانه و قدرت است.در نتيجه براي تجزيه تحليل اين رابطه نياز به بررسي تعاريف قدرت از ديدگاههاي مختلف داريم. امروزه در توليد انبوه جريانها وسبك هاي زندگي درتصاوير و پيامها چون جهان اشيا اراده خود را بر ما تحميل مي كنندهويت ما نه بر اساس آنچه مي كنيم بلكه آنچه هستيم تعريف ميشود. تجربه ما امروز به جوامع سنتي نزديك ميشود يعني به دنبال توازن هستيم تا پيشرفت. قدرت در واژگان: در فرهنگ جامعه شناسي آبركرامبي قدرت از ديد ماركسيستي به عنوان رابطه اي ساختاري كه موجوديتي مستقل از اراده فرد دارد شناخته شده. قدرت از ديدگاه نظريه پردازان: پارسونز :قدرت ظرفيت اجتماعي مثبت براي نيل به اهداف مشترك وبر:وسيله اراده كه منفي است و متضمن مقاومت و كشمكش است. تامپسون: وي به قدرت با ديدي از بالا به پايين نگاه مي كند. با اين ديد به اين نتيجه مي رسد كه به كمك رسانه مردم بسياري دربارة عدة كمي اطلاعات به دست مي آورند. و در همان حال عدة كمي ميتوانند در مقابل عدة بسياري ظاهر شوند؛ قدرت رسانه اين است كه، بيشتر كساني كه قدرت اعمال ميكنند، و نه آنهايي كه قدرت بر آنان اعمال ميشود، در معرض نوعي خاص از ديده شدن قرارميدهد. گالبرايت:قدرت شرطي رسانه را منشاء قدرت مي داند.چند وجه از قدرت را تعريف مي كند كه يكي از آنها قدرت شرطي رسانه است.قدرت كيفر دهنده:با تحميل جايگزيني ناگوار در برابر گروه موجب تسليم ميشود.معناي ضمني مجازات را دربردارد.قدرت پاداش دهنده:با ارزش و پاداش وادار به تسليم ميكند. وجه مشترك اين دو نوع تنها اين است كه تسليم شونده به تسليم خود واقف است. قدرت شرطي:با تغيير اعتقادات فرد اعمال ميشودو تا معتقد ساختن فرد به صحت ذاتي يك چيز در بافت اجتماعي خود ادامه دارد و نقش كاركردي بيشتري دارد.مثل تبليغات رسانه وسيله صلب اطاعت و اعمال قدرت براي شرطي كردن مخاطب است. منابع قدرت كه شخصيت،مالكيت و سازمان(قدرت رسانه) هستند ، باعث ايجاد باور و شرطي كردن اجتماعي مخاطب مي شود. حجم كار اقناعي رسانه به صورت روزمره است وذهن انسان با گنجايش محدود گزينشي عمل مي كند، بنابراين اعتقاد ديرپايي حاصل نميشود.چون هر روز باورهاي جديدي به انسان ارائه مي شود كه وادار به گزينش است. موازات حركت تدريجي فرد از شرطي كردن صريح به ضمني اجتماع نيز به تدريج پذيراي قدرت شرطي ميشود. ژان بودريار: وي معتقد ايت رسانه ها با نوعي شبيه سازي بر ما اعمال قدرت مي كنند. عصر ما رواج نمودها،عصر وانمود سازي تصاوير و حقيقت به صورت مجازي به وسيله رسانه هاي جمعي. چيرگي واقعيت مجازي موجب نيهليست شده ومرز و حقيقت ومجاز را از بين برده است. جهان مصرفي در نظام سرمايه داري كه به رفتار انسان ساختار مي بخشد جهان مصرف نشانه هايي است كه تمايز گذار هستند. نيهليسم نوعي نابود كردن بي هدف و مسابقه در خنثي شدن است.امروزه وسائل ارتباط جمعي قدرتي براي شبيه سازي واقعيت است. امروز رسانه اين قدرت را دارد كه شكل بيان نهلليسم به معناي (فقدان معني) باشد از سويي ديگر بسياري از تئوري ها قدرت را يك سلطه سلسله مراتب از رسانه ها مطرح مي كنند: چامسكي :رسانه ها يكي از پيمانه هاي محروم سازي ساختار دموكراتيك است مك كيبن: تاثير رسانه ها در طبقه كارگر انگليسي باعث شده است كارگران به يك زندگي كه فارغ از دغدغه هاي سياسي است بپردازند. هابرماس: رسانه ها از ديدگاه وي نقش نظارت كننده دارند. شبكه هاي ارتباطي به دو شيوه بر گسترة همگاني يا فضاي عمومي جامعه اثر ميگذارند. از ديدگاه هابرماس رسانه قدرت برتر است. اين رسانه ها مخاطبانشان آگاهي مي دهد اما مجالي براي ظهور ادعاهاي معتبر نمي گذارد و فقط به واكنش هاي كآربسنده مي كند. با توجه به نظريات آدورنو تهيه كنندگان رسانه اي با بمباران مداوم افكاري تبليغاتي ها، مخاطب را به حال خود رها نمي كند و مصرف كنندگان رسانه اي بينندة مباحثي تكراري اند. رسانه ها تريبوني ايده آل براي شكل دادن به يك موقعيت دموكراتيك نيستند. انسان ها نقش بازيگر مسئول را برعهده دارند، بايد در برابر سلطة رسانه ها مقاومت كنند. كستلز:معتقد ايت رسانه ها منجر به پديد آوردن عدم آگاهي عمومي مي شوند. اين رسانه ها به مخاطبانشان آگاهي مي دهد اما مجالي براي ظهور ادعاهاي معتبر نمي گذارد و فقط به واكنش هاي كآرا بسنده مي كند. با توجه به نظريات آدورنو تهيه كنندگان رسانه اي با بمباران مداوم افكاري تبليغاتي ها، مخاطب را به حال خود رها نمي كند و مصرف كنندگان رسانه اي بينندة مباحثي تكراري اند.رسانه ها تريبوني ايده آل براي شكل دادن به يك موقعيت دموكراتيك نيستند. در نتيجه انسان ها نقش بازيگر مسئول را برعهده دارند، بايد در برابر سلطة رسانه ها مقاومت كنند . ماركوزه: معتقد به نوعي رابطه مثبت بين رسانه و توتاليتاليسم است. تكنولوژي هاي مدرن ازجمله تكنولوژي هاي رسانه اي افراد را به نحوي مؤثر مهار مي كند وموجب توتاليتاليسم است. نظام رسانه اي مشغول فروش و تحميل نوعي نظام اجتماعي است كه در عين حالي كه سركوب گر است، مطلوب نيزنشان ميدهد. قدرت اصلي رسانه ها برانگيختن يك سويه نيازهاي كاذب است مثل كاربرد تلويزيون براي، ساكت كردن، همراهي با مشي نظام حاكم است. اين افراد كه اكثرا ماركسيست هستند ديد منفي نسبت به رسانه دارند. از نظر آنها همزمان با دهه پاياني قرن 20، به علت تغيير ماهيت سياست هاي بين المللي، اشکال ناملموس قدرت (رسانه هاي جمعي) از اهميت بيشتري برخوردار شدند و مفهوم قدرت از غناي ثروت به غناي اطلاعات هدفمند، پاسخگويي به هنگام به اطلاعات جديد و ميزان تاثيرگذاري بر فکر مخاطبان تبديل شد. «قدرت نرم»، شيوه اي موثر از اعمال قدرت در مقايسه با شيوه هاي سنتي است که موجب مي شود يک سازمان رسانه اي قدرت متقاعد كردن مخاطب را داشته باشد.(قدرت متقاعد كننده) فوكو: تبارشناسى به عنوان روش تحليل قدرت: واژه تبارشناسى از كتاب تبارشناشى اخلاق نيچه به عاريه گرفته شده است.فوكو برخلاف انسان شناسان ساختگرا معتقد نيست كه رخدادها نظام پست تر از تاريخ و امرى انديشه ناپذير است بلكه عقيده دارد كه نظام كاملى از حدود رخدادهاى متفاوت وجود دارد كه تأثيرات و اهميت هاى گوناگونى نيز دارند: برخى بى اهميت، و برخى تاريخ سازاند; پس بايد ميان رخدادها تمايز قايل شويم و آن مسيرهايى را بازسازى كنيم كه در آن رخدادها با يكديگر مرتبط اند و يكديگر را به وجود مى آورند. براى اين كار الگوى ما نمى تواند زبان و نشانه و مناسبات معنا باشد، بلكه بايد جنگ و مناسبات قدرت باشد. وظيفه تبارشناسى علاوه بر توصيف تغييراتى كه در دوران هاى مختلف به واسطه تغيير در ساختار قدرت در نحوه گفتار ظهور كرده به تبيين علل اين تغييرات نيز مى پردازد. در واقع تبارشناسى يك ديدگاه است نسبت به معرفت و هستى و انسان. به نظر فوكو تفكيك و طبقه بندى معرفت با معيار علمى بودن يكى از ويژگى هاى عمده تمدن مدرن است كه ديگر اشكال معرفت را غير علمى دانسته و طرد كرده است. ويژگى ديگر تمدن جديد تسلط نظريه هاى عام و توتاليتراست كه اشكال ديگر معرفت را تحت سيطره درآورده است و تبارشناسى با ردّ اين دو ويژگى در پى ايجاد فرصتى براى ابراز اَشكال تحت سلطه معرفت است و در پى مركز زدائى از توليد نظرى مى باشد. به نظر مى رسد تبارشناسى از يكسو دستگاهى از قضاياى مفروض الصدق است كه نوع مسائل مورد بررسى و شيوه پژوهش آن ها را نشان مى دهد، از طرفى هم اين شيوه منجر مى شود به اين كه صحت آنچه مفروض انگاشته شده بود، آشكار شود; بنابراين مباحث فوكو همواره در هم و توبرتو است و به درستى بين مفروضات و موضوعات و يا مدعيات و استدلال ها خط فاصلى وجود ندارد. مآخذ و منابع : ۱.آلوين و هيدي تافلر،جابه جايي در قدرت،1367، شهيندخت خوارزمي، تهران ۲.آلوين و هيدي تافلر، موج سوم. ۱۳۶۷ ،شهيندخت خوارزمي، انتشارات خوارزمي ۷.رهيافت، از انتشارات شوراي پژوهش هاي علمي كشور، شماره ،۹ ويژه نامه آينده علم و تكنولوژي ، تابستان .۱۳۷۴ ۸.برترين ابرقدرت اقتصادي جهان كيست؟ ماهنامه جام، سال چهارم ، شماره ،۳۷ تيرماه .۱۳۷۴ ۹.آناتومي قدرت: گالبرايت:مهاجر:1371: انتشارات سروش ۱۰.قدرت و هويت : كستلز:پايا :1382: ۱۱.روزنامه شرق،17 خرداد 1385،شماره777،نبردهاي ديجيتالي ۱۲.فرهنگ جامعه شناسي آبركرامبي،انتشارات چاپخش 1367 Ogosmythos.COM .۱۳ ، دكتر مسعودي،1385 ۱۴.عسكري احمد،رسانه و بازتوليد قدرت، 1384 + نوشته شده در دوشنبه 30 شهریور1388 14:41 توسط BEYG |
رهائیم را باور کن من که بال و پر گشوده م در این آسمان آبی تنهائیم را باور کن ایکه تنهایی عاشق را با نگاهت میستائی عشق را باور کن تا که بتوانی جدا گردی از این مرداب انسانی سبزیم را باور کن که از ره میرسد باران در این خشکی آزادی پژواک راباور کن که بزودی نعره ای گردد در این ملک اهورایی تقدیم به [ن.آ] و همه اونایی که.......... + نوشته شده در دوشنبه 8 تیر1388 21:24 توسط BEYG |
روز مرگم هرکه شیون کند از دوربرم دور کنید همه را مست و خراب از می انگور کنید مرد غسال مرا سیر شرابش بدهید مست مست از همه جا حال خرابش بدهید بر مزارم نگذارید بیاید واعظ پیر میخانه بخواند غزلی از حافظ جای تلقین به بالای سرم ساز بزنید شاهدی رقص کند جمله شما کف بزنید روز مرگم وسط سینه ی من چاک زنید اندرون دل من یک قلم تاک زنید روی قبرم بنویسید وفادار برفت آن جگر سوخته خسته ازین دار برفت + نوشته شده در چهارشنبه 3 تیر1388 17:25 توسط BEYG |
حجت الاسلام مهدی کروبی در اولین سخنرانی خود در سیمای جمهوری اسلامی ایران که یکشنبه ۳/۳/۸۸ ساعت 45/21 دقیقه از کانال یک پخش شد محور سخنان خود را با تشریح جمهوریت،اسلامیت،ایرانیت شروع کرد وبا تکیه بر نقل قولهایی از امام خمینی به اهمیت آن پرداخت. این کاندیدای دهمین دوره ی ریاست جمهوری ایران در ادامه سخنان خود اولین کلمه و شعار انتخاباتی خود را تغییر نامید وگفت تمامی برنامه های دولت وی بر اساس آن تدوین واجرا خواهد شد. آقای کروبی اولویتهای اجرایی خود را در صورت پیروزی چنین تبیین کرد: 1-احیاء سازما مدیریت و برنامه ریزی وهمچنین تقویت آن برای نظارت او از بزرگترین مشکلات دستگاه اجرایی کشور رانبود یک سازمان منسجم و کارآمد برای تدوین سیلستهای کلی دولت دانست،و به کارآمدی خردجمعی اشاره کرد 2-واگذاری سهام نفت به مردم آقای کروبی با اشاره به تاریخ ملی شدن صنعت نفت که بر اساس آن میبایست صنعت نفت به مردم واگذار میشد ولی بر اثر برخی ناتوانی ها درگذشته انجام نپذیرفت قول داد در صورت پیروزی مردم را که صاحبان واقعی منابع ملی می باشند در آن سهیم کند. 3-حقوق شهروندی او از حقوقی صحبت کرد که در چهارچوب قانون اساسی وبر اساس قانون تمام اقوام و مذاهب مختلف،دانشگاهها،زندانیان سیاسی از آن به صورت یکسان برخوردارند.در ادامه به نقد ایجاد مزاحمتها،ورود به حریم خصوصی خانواده ها وکلیه ی محدودیتهایی که برای مردم قائل می شوند پرداخت.همچنین فضای امنیتی بوجود آمده برای معلمان،کارگران،اساتید و دانشجوها را زیر سوال برد. شیخ اصلاحات همچنین با اشاره به برطرف کردن تورم،بیکاری،رکود اقتصادی،مشکلات آموزشی،بیمه درمانی،تحصیل خانواده ها از طریق واگذاری سهام نفت گفت:ایرانیان فراوانی در دنیا پراکنده شده اند که برای سرمایه گذاری در ایران مشتاق می باشند ولی بدلیل نبود امنیت اقتصادی، تصدی گری دولت ومحدودیتهای ایجاد شده مایل به سرمایه گذاری نیستند.وی معتقد است که دولت باید فقط تظارت و کنترل نماید وبرای حمایت از سرمایه گذاران بخش خصوصی امنیت برقرار کند تا این سرمایه ها به خارج از کشور فرار نکنند.همچنین با حفظ منافع ملی زمینه را برای سرمایه گذاران خارجی فراهم سازیم و با آنها به تبادل مدیریت بپردازیم. وی در نقد دولت نهم گفت که بر اثر ماجراجویی و سیاستهای غلط،بازارهای بسیاری را در خاورمیانه وکشورهای همسایه از دست دادیم. نکته ی آخر این سخنرانی این بود که در صورت انتخاب شدن،یک گزارش جامع از اوضاع فعلی بدون مقصر دانستن دولتهای قبلی جمع آوری میشود ودر اختیار مردم قرار می گیرد همچنین فعالیتهای دولت خود را به صورت گام به گام در اختیار مردم قرار می دهیم تا مردم قضاوت کنند.انتقادات را می پذیریم وبه مردم توضیح می دهیم. ادعا می کنم همکاران و کابینه ای انتخاب کنم،کم نظیر،کارآمد ومتعهد که همه بدنبال سرافرازی ایران باشند،ودر مقابل مردم ملزم به پاسخگویی. + نوشته شده در دوشنبه 4 خرداد1388 0:8 توسط BEYG |
آموخته ام ....... بهترين كلاس درس دنيا كلاسی است كه زير پای پير ترين فرد دنياست . + نوشته شده در جمعه 1 خرداد1388 20:52 توسط BEYG |
براي اولين ترانه از آوازه خواني بنويسم كه بسيار دوستش مي دارم درود بر اسطوره ی صدا (فریدون فروغی)و روانش شاد + نوشته شده در پنجشنبه 17 اردیبهشت1388 11:0 توسط BEYG |
با صداي بي صدا، مث يه كوه بلند ، مثل يه خواب كوتاه، یه مرد بود يه مرد با دستهاي فقير،با چشمهاي محروم، با پاهاي خسته، يه مرد بود يه مرد سايه ش هم نمي موند، .هرگز پشت سرش، .غمگين بود و خسته، تنهاي تنها در شب بي تپش، افتاده، اين طرف اون طرف، تا بشنفه..صدا..صدا، صداي پا..صداي پا ثبت اولين ترانه از فرهاد مهراد بر روي صفحه ي 45 دور/ اسفنديار منفرد زاده به تازه گي پيشنهاد آهنگسازي براي آخرين فيلم مسعود كيميايي به نام .…رضا موتوري….را دريافت كرده است وبراي ترانه سرايي اين فيلم شهيار قنبري را انتخاب كرده و با او به توافق رسيده است ولي به دنبال صدايي بم خشك و غمگين براي اجراي ترانه ميگردد . بعد از مدتها جستجو در شهر و گروه ها و افراد فعال بالاخره در يكي از كاقه هاي شهر جواني 27 ساله را انتخاب مي كند كه به فرهاد بلك كتز در موسيقي ، معروف بود ،او همان جواني بود كه در كافه ي كوچيني.. كه هنوز هم با وسعت بسيار كمش با عنوان تالار عروسي به كار ادامه ميداد..آهنگ هاي روزخارجي و الويس پريسلي را مي خواند. براي فيلم انتخاب مي شود . بعد از اكران فيلم و پخش صفحه هاي ترانه ، فيلم با عكس روي جلد اسفنديار و فرهاد ،آهنگ و صداي فرهاد بسيار معروف ميشوند و همين باعث همكاري هر چه بيشتر اسفنديار منفرد زاده با فرهاد و خلق آثار ماندگاري مثل جمعه.. كودكانه..هفته خاكستري با شهيار شبانه ي 1و2 با شاملو….. وحدت با سياوش كسرایی میشود روحش شاد + نوشته شده در پنجشنبه 17 اردیبهشت1388 10:30 توسط BEYG |
- زمانی مردی بود که یک دره پر از سوزن داشت. روزی مادر عیسی نزد او آمد و گفت" ای دوست، پیراهن پسرم پاره شده است و من باید پیش از آنکه او به معبد رود آن را بدوزم. یک سوزن به من نمی دهی؟آن مرد سوزنی به آن زن نداد، ولی نطق غرایی درباره دادن و گرفتن برای او کرد تا پیش از رفتن پسرش به معبد برای او نقل کند. 2- یک روز سگ دانایی از کنار یک دسته گربه می گذشت. وقتی که نزدیک شد و دید که گربه ها سخت با خود سرگرم اند و اعتنایی به او ندارند. وا ایستاد. آنگاه از میان آن دسته یک گربه درشت و عبوس پیش آمد"ای برادران دعا کنید؛ هرگاه دعا کردید و باز هم دعا کردید و کردید آنگاه یقین بدانید که باران موش خواهد آمد."سگ چون این را بشنید در دل خود خندید و از آن ها رو برگرداند و گفت" ای گربه های کور ابله, مگر ننوشته اند و مگر من و پدرانم ندانسته ایم که آنچه به ازای دعا و ایمان و عبادت می بارد موش نیست بلکه استخوان است." 3- دیشب تفریح تازه ای اختراع کردم و هنگامی که خواستم آغاز کنم یک فرشته و یک شیطان دوان دوان به خانه ام آمدند. بر در خانه به هم رسیدند و بر سر تفریح تازه من با هم جنگیدند. یکی فریاد می زد که "این گناه است" و دیگری می گفت" این آخر تقوی ست." + نوشته شده در دوشنبه 14 اردیبهشت1388 9:5 توسط BEYG |
شاگردي از استادش پرسيد: " عشق چيست؟" استاد در جواب گفت:" به گندمزار برو و پرخوشه ترين شاخه را بياور . اما در هنگام عبور از گندمزار ، به ياد داشته كه نمي تواني به عقب برگردي تا خوشه اي بچيني؟" شاگرد به گندمزار رفت و پس از مدتي طولاني برگشت. استاد پرسيد :" چه آوردي؟" و شاگرد با حسرت جواب داد:" هيچ. هر چه جلو مي رفتم ، خوشه هاي پر پشت تر مي ديدم و به اميد پيدا كردن پرپشت ترين تا انتهاي گندمزار رفتم." استاد گفت:" عشق يعني همين" شاگرد پرسيد :" ازدواج يعني چه؟" استاد به آمد كه :" به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور. اما به ياد داشته باش كه بازهم نمي تواني به عقب برگردي" شاگرد رفت و پس از مدت مدت كوتاهي با درختي برگشت. استاد پرسيد كه شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: " به جنگل رفتم و اولين درخت بلندي را كه ديدم انتخاب كردم . ترسيدم كه اگر جلو بروم بازهم دست خالي برگردم." استاد باز گفت:" ازدواج هم يعني همين" + نوشته شده در جمعه 28 فروردین1388 19:30 توسط BEYG |
عجب روزی بود امروز هرچی گشتم یه جای بد تو اینروز قشنگو آفتابی روزی که همه ی اونایی رو که دیدم شادو سرزنده بودن پیدا کنم یافت نشد که نشد!از دوستانی که بامن بودن پرسیدم گفتند یافت می نشود!!!نمیدونم چرا گفتن روزیا عدد ۱۳ نحسه راستشو بخاید ما که کلی حال(ببخشید بی ادبی)صفا کردیم شما چطور؟بعد از کلی جون کندن و خستگی رسیدیم خونه وبه محض دراز کشیدن و چشم دوختن به سقف وکلی فکرهای جور واجور یاد مطالبی افتادم که چند وقت پیش تو یکی ازین کتابها(ایران باستان)خونده بودم درمورد اینکه تو فرهنگ ما ایرانیها هیچ روزی نحس نبود واین نحسی روزها که تعدادشون هم کم نیست(اگر اشتباه نکنم ۷ روزدر ماه) از زمان تسلط اعراب به فرهنگ ما سرایت کرد نمیدونم چطور!برخیها میگن به زور!!
خونده بودم ۱۳ هرماه در فرهنگ ایران زمین روز جشن و شادیست که بزرگترین علت اون همانا شهادت آرش کماندار اولین شهید آریایی(ایراد نگیرید که چرا گفتم شهید!این لغت فارسیه البته یه کلمه ش فرق میکنه اگه براتون مهمه خودتون برید پیدا کنید)که با رها کردن تیر ازچله ی کمان برای مشخص کردن مرز میان ایران و توران قدیم و پایان دادن به آن جنگ طولانی بود. در اینروز ایرانیها به طبیعت میرن تا جشن خود را که به صورت یک کارناوال شادی با روشن کردن آتش(یکی از عناصر چهارگانه) از چهارشنبه سوری (چهارشنبه آخر سال) آغاز میشه در اینروز همراه با مراسم گره زدن سبزه که مهمترین قسمت این سنت باستانی رو تشکیل میده به پایان ببرند.برخیها بر این باورند که گره زدن سبزه فقط مختص خانمهاست در حالی که چنین نیست چرا که فلسفه ی گره زدن به سبزه همانا شکل نمادینی از رسیدن عاشق به معشوق اونم از نوع زمینیش هست.(آقا و خانم نداره) ماکه گره زدیم شمارو نمیدونم؟؟؟ + نوشته شده در پنجشنبه 13 فروردین1388 23:30 توسط BEYG |
|
| ||||||